تبليغاتX
خُضعبلاتِ دور ریختنی ِذهن ِ یک عقربِ مست

خُضعبلاتِ دور ریختنی ِذهن ِ یک عقربِ مست

یه نتیجه ی قطعی : دنیا تهش پوچه .

....

ببین .

یه صفحه ی فلزی ِ صیقلی رو فرض کن .

بهش نور بتابون به طوری که اون صفحه قادر باشه اون نور رو بازتاب کنه .

حالا چندین واحد ِ بزرگ در راستای ارتفاعی که در حالت ِ سه بعدی به صفحه وارد میشه ، برو بالا .

سیم های قطوری رو فرض کن که به شکل ِ باور نکردنی ای در هم پیچیدن .

به طوری که اجسام ِ زیر ِ اون ها اصلا قابل ِ دید و شناسایی نباشن .

توجه کن که تو داری از بالا به این چیزایی که گفتم نگاه می کنی .

توجه کن که دارم فضا رو سه بعدی شرح میدم .

حالا .

آدما در حالت ِ عادی درون ِ این سیم ها هستن .

سیم ها به هم مرتبط ان و یه شبکه ی داخلی ِ خیلی وسیعی رو می سازن .

آدما توی اون در حرکتن و این دنیا اون هاست .

دیوونه ، آن نرمال ها و یا هر قشر ِ دیگه ای که توی ذهنت اونا رو از افراد ِ عادی جدا می دونی رو تصور کن .

اونا کسانی ان که با تلاش ، تفکر یا هر کوفت و زهر ِ مار ِ دیگه ای سوراخی توی سیم های اطرافشون ایجاد کردن .

و دارن سعی می کنن که سیم های درهم پیچیده ی دیگه رو طوری جا به جا کنن که بتونن نوری رو که از اون سطح ِ فلزی می تابه ، ببینن .

سطح ِ فلزی و نور هایی که ازش تابیده میشن همون حقیقته که ماها داریم در به در دنبالش می گردیم .

افراد ِ مذکور بعد از مدت ها تلاش ، حس می کنن که بلاخره نوری دیدن .

فکر می کنن به حقیقت رسیدن .

منظورم باطن ِ لغت ِ حقیقته . حالا این حقیقت می تونه با توجه به گوناگونی ِ افراد ، به صدها مدل تعریف بشه .

ببین . نوری که از اون سطح ِ صیقلی می تابه به این دلیل حقیقت معنی میشه که از برخورد با اون بازتاب شده . یعنی قسمتی از اون رو در خودش داره .

وگرنه نور ِ تنهایی که از یه منبع ِ نور بتابه ، به خودی ِ خود حقیقت تلقی نمیشه .

می گفتم . دیوونه ها نور رو میبینن .

فک می کنن حقیقته .

اما ..

واقعیت چیز ِ دیگه ایه .

صفحه ی صیقلی ِ فلزی ای در کار نیست .

منظورم اینه که اصلا حقیقتی وجود نداره که آدما بتونن کشفش کنن .

هیچی .

نوری که افراد ِ سر برون آورده میبینن ، فقط یه نوره . نه بازتابی از حقیقت .

می فهمی منظورم رو ؟

اصل همون سیم های پیچ در پیچیه که آدما در ِش زندگی می کنن و میمیرن .

اون سیم ها در واقع در یه فضای مطلقا سیاه قرار دارن که تنها نور هایی بی هدف بهش تابیده میشه .

پوچی . تهی بودن . تمام ِ حرفی که می خوام بگم اینه .

و مشخصه که خالقی هست .

معلومه که خدایی هست .

موجودی باید باشه برای ساخت ِ این زندگی ِ دایره وار .

شاید یه موجود ِ ابَر انسان .

اما نه موجودی تکمیل . نه موجودی محض و بی همتا .

موجودی با عقل ِ محدود در سطح ِ خودش ( عقلی که برای ما وسیع و دست نیافتینه )

اما این موجود دچار ِ اشتباه میشه . خسته میشه . تنوع می طلبه .

شاید میلیون ها میلیون از اون موجود وجود داشته باشه .

که هر کدومشون یک یا تعدادی از این دنیا ها رو ساختن . حالا با اشکال و تعاریف ِ مختلف .

و صد البته اونا هم زیر مجموعه ی یک خالق ِ دیگن .

متوجه ِ گردش ِ دایره واری که ذکر می کنم میشی ؟

ما زیر مجموعه ی یک زیر مجموعه ایم که خودش هم زیر مجموعه ی یک مجموعه ی دیگه ایه که امکان داره اون مجموعه آخری هم زیر مجموعه ی یک مجموعه ی برتر باشه .

و تهش ؟

ته ِ تهش میرسه به یه خالق .

محض و بی همتا و فنا نا پذیر .

اما ...

حساب کن ما چند مجموعه با زیر مجموعه ی اصلی ِ اون فاصله داریم !

دلیلی بر حکمرانی ِ اون بر ما نیست .

اون فقط قوانینی رو در زیر مجموعه ی اصلی ایجاد کرده که اون قوانین باعث ِ ایجاد ِ یک زیر مجموعه ی دیگه شده .

این رو بگیر و ادامه بده .

فقط قوانین ِ اجرا شده اش در زیر مجموعه هاست که قوانین ِ دنیای ما رو میسازه .

قوانینی که در طی ِ انتقال از یک زیر مجموعه به زیر مجموعه ی زیریش ، دچار تغییر و اشکالات ِ احتمالی شده .

شاید ما هم هرکدوم برای خودمون زیر مجموعه ای داریم .

شاید !!

Dark and imaginary lights

+ چرک نویس شده در دوشنبه 25 آذر1387 22:7 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اینم یه وبلاگ مثه بقیه ی وبلاگ ها با یه نویسنده که درست عین بقیه اینجا رو با یه دفتر خاطرات خط خطی اشتباه گرفته ولی تنها با یک تفاوت , من می نویسم تا بقیه بخونن و بدونن که سیاه بودن هنوز هم در عین سفید بودن امکان داره ( این مال ِ قدیم بود . نه ، حقیقتا امکان نداره )
اسم اینجا یه کمی دچار تغییرات شده . هرکی تو مرامش بود ، اسمم رو توی لینکش درست کنه و راستی ، گاها پیش می آد که برای خوندن بعضی قسمت ها به چشم بصیرت نیاز باشه چون با رنگ مشکی می نویسم تا هر کی که دلش خواست بخونه .


لابی اصلی دیوانه خانه
یاهو نامه ی من


تیکه های خوندنی

تعریف جهنم !
قوانین درست و شیرین آقای مورفی
How To Stop Cutting Yourself
بقیه ی خوندنی ها


طومار خاطرات

آبان 1388

خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



مجازکده های دیگر

فیلتـــر شکن
مطرود--->فیلتـر باز شده
جمله های انگلیسی
خودم
خودم
نا نوشته های مکتوب
عکس های جالب و دیدنی
بهار اشعار
خط خطی های من
برنامه ی موبایل و کامپیوتر
دخترمرداد-->قشنگ
لجن نامه--->ماوراء قشنگ
اولین دونه ی برف
کفشدوزک بدون کفش
شعر نو گفته های من
غم تنهایی
عقرب سفید
گربه های وحشی
آرزو و لبخند
به مرگ خداییش راضیم
استخوان خوک و دست های جذامی
بیراهه--->دوست خوبم
غریبی آشنا
دیوونه ی تنها
I AlWaYs sTopPed My SelF ...Odd GiRl
دیوانه ترین دختر دنیا
ATLANTA
زمستونی که توی قلب شکستم خونه کرده
همیشه محکوم
آخرین بوسه
دست نوشته های یک درخت آدامس
بی خیال
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم
سالهای بلند من بی تو
شبی بارانی
سیب ترش
دیگه دیدنم محـــــاله
ContraDiction
شاد افسرده
نیمه شب
تنهای تنها
ورود با کفش های سیاه ممنوع
گیلاس آبی
روزگار پاییزی--->زیباست
کــــــلاغ سیــــــــــــاه
دخترک باکـره
دست نوشته های آخرین دیوانه
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند
خاطرات فاحـشه کوچولو
گربه سگ
غزل مرگ
...با من از مرگ بگو...
و اینک ، آخر دنیا
یادداشت ها یک شعله ی خاموش
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست
روزنوشت های یک فیلسوف تنها
مترسک فیلسوف
باطله ی ذهنم
Acetaminophen
شاید یک خوناشام
بازگشت کرگدن --> ماوراء ماوراء زیبا
روزهای سیاه من
خط خطی های یک دروغگوی پست فطرت
تفکرات تیغی افقی & عمود بر روبه رو
از تاریکـی ها بیزارم
خودنویس
من یک آدم معمولی ام!
خمیازه های ذهن های مریض
باکره ی آبستن
دلت را خانه ی ما کن
دلم گرفته ازین لحظه لحظه ویرانی
دوست دارم سرما بخورم
اشک هایم را ببوس --->دوستم
23
دوباره برگرد پیشم
آش کشک
دختری که طعم خوشبختی را نچشید
F a r e w e l l
قبرستون زنده ها
افاضات
تکه ابری در آسمون
نوشته امروز من
_____یک وبلاگ ت.خمی_____
تو یا من
امرتات
ویارهای پسری آبستن
یه وجب گــه
اینک انسان
My Dream
فیلسوف احمق
ساعت ها می دوند
i-was-me
دلگیرم از وجود خودم بی حضور تو
فلسفه های سگی
قهوه و سیگار
رقص کلمات آخر شرور
متولد ماه گــــــُــه
گه سگ !!!
ته سیگارهای دختر هار
هذیا گویی های یک فاحشه ی باکره ---> زیباست
گند زده
هـذیـانهـای یـک بیمـار روانـی
دلستر
قالب های نایت اسکین


    تعداد چشم های بسته:

Design by : Night Skin


جدیدترین آهنگها و کد آهنگ

****** ****** ****** ****** لیلی بی مجنون...دختری از تبار زمستون ******