تبليغاتX
خُضعبلاتِ دور ریختنی ِذهن ِ یک عقربِ مست

خُضعبلاتِ دور ریختنی ِذهن ِ یک عقربِ مست

هیچ کس برایم امیدی به پر رنگی سیب سفره ی هفت سین آرزو نکرد

خودم این آرزو را برای خودم می کنم

حتی اگر باز هم به آن نرسم . . .

+ چرک نویس شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 22:53 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


دخترک خواست هفت سینش را برای سال نو بچیند

دید سهمش از آن فقط همین سیب است

سیبی که ستاره اش ( عشقش ) تکه ای از آن را با خود برده است

سیبی که مثل دخترک منتظر است تا او بیاید

او باز هم می نشیند

با همین سیب ٬ سال را نو می کند .

برای سال نو تنها یک آرزو می کند

ستاره اش بیاید

تا قبلش دیگر مانند آن سیب

تکه تکه نباشد

( سالی نو را باید شروع کنیم )

( دست ما نیست )

( چه بخواهیم و چه نخواهیم )

(می آید و در تقویم روزگار ما جا خوش می کند )

( و با رفتنش )

(ما را یک سال دنیایی تر می کند )

+ چرک نویس شده در جمعه 24 اسفند1386 16:30 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


دخترک نشسته بود

تنها

کنار خیابان تردید

رو به روی چهار راه غرور

کاسه مسی پیش رویش

زانو در بغل، چشم به زمین دوخته ( قید حالت )

با التماس دست به سوی همه دراز می کند

طلب عشق می کند

صورتش هم مثل قلبش زخمی است

همیشه همین جاست

از وقتی یادم می آید اینجا نشسته بود

به سوی هر گذرنده(رهگذر) دست دراز می کرد و

بی منت تقاضای عشق می کرد

مردمان بی هیچ توجهی می گذشتند

.......

دخترک هنوز هم همان جاست

شکسته تر از پیش اما هنوز امید وار

امیدوار به روزی که فرشته اش بیاید

دستش را بگیرد

از این همه بی کسی رهایش کند

و

با هم به نا کجا آباد سفر کنند

بروند تا بی نهایت

تا مهتاب

تا آخرین ستاره ی این دنیای غم زده

اما. . . .

من می دانم

تو هم میدانی

در سر نوشت او

اسم هیچ فرشته ای نیامده است

می دانم

چه بد ولی می دانم

اگر سیلی از ثانیه ها هم بگذرد

اگر بهار ها همه بیایند و

بروند و پاییز ها جا خوش کنند هم

او نخواهد رفت

همیشه آنجاست

همیشه آنجا خواهد ماند

او چه ساده از همه عشق می خواست اما

بی خبر از خنجر بران روزگار بود که چه بد سرنوشت ها را رقم می زند

اگر روزی بخواهند محاکمه اش کنند

جرمش فقط یک چیز خواهد بود :

اینکه عشق طلب کردنی نیست

بلکه

باید آن را جست

باید خانه خانه به دنبالش رفت

نه اینکه مانند فروغ ( همون یارو شاعره)

با چشمان اشکیده به انتظار بنشیند

.............

سالیان پیش که عشق خود از غمش می گفت

به همه اثبات کرده بود که

هر کسی لیاقت داشتنش را ندارد

چه قلبش خسته باشد چه نباشد ...........................................................

+ چرک نویس شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 20:26 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


روزی دوستی ( ی نکره ) داشت چیزی می خوند . گفتم شاید بدک نباشه شما هم مستفیض(؟) بشین :

به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی .

به چه دل خوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟!

تو لحظه ی اول خیلی از آدما بعد از شنیدن این مطلب میگن آآآخخخخییی......

بی اونکه بفهمن یعنی چی .

متن واقعا قشنگیه . طرف می خواد تنهایی رو از شونه های یارش بتکونه غافل از اینکه یارو غرق در تنهاییه . مثل یه آدم برفی که تمام وجودش از برفه .

نه آخه خداییش شما همچین چیزی رو درک کرده بودید از این جمله ؟

 

+ چرک نویس شده در دوشنبه 20 اسفند1386 18:25 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


روزی شنیدم که کسی می گفت :

عشق اگر بهش برسی شهوته نرسی حسرته

بار اول وقتی به این جمله فکر می کردم بچه تر از الآنم بودم و سریع گفتم نه . می شود به عشق رسید و پاک ماند .

سالی چند گذشت و من هنوز همین جام و حالا دوباره به اون جمله فکر می کنم . می بینیم یکی از حسابی ترین حرفایی بود که توی زندگیم شنیدم .

+ چرک نویس شده در شنبه 18 اسفند1386 21:1 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


ای کاش اگه کسی رو دلمون پا می ذاشت اون قدر محکم نمی ذاشت که بشکنه و حتی اگه شکستش همون جا بمونه تا جمعش کنه و به هم بچسبونتش . و ای کاش اگه چسبوند بالای سرش وایسه تا حالش بهتر بشه و ای کاش تو این مدت دلمون به دلش راه پیدا کنه و تا همیشه برامون بمونه . . .

+ چرک نویس شده در جمعه 17 اسفند1386 18:47 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


کاش به دل کسی پا نمی ذاشتیم و کسی به دلمون پا نمی ذاشت

کاش اگه کسی به دلمون پا گذاشت دیگه دلمون رو تنها نمی گذاشت

کاش اگه دلمون رو تنها گذاشت رد پاشو رو دلمون جا نمی ذاشت

 

+ چرک نویس شده در جمعه 17 اسفند1386 18:43 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


سلام

اینم یه آغاز . فقط معلوم نیست که رفته رفته بعد از این آغاز به جاهای خوب می رسیم یا بد ؟!

فقط یه چیز :

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند           طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 

+ چرک نویس شده در جمعه 17 اسفند1386 13:2 به قلم مفتضح عقرب آهنی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اینم یه وبلاگ مثه بقیه ی وبلاگ ها با یه نویسنده که درست عین بقیه اینجا رو با یه دفتر خاطرات خط خطی اشتباه گرفته ولی تنها با یک تفاوت , من می نویسم تا بقیه بخونن و بدونن که سیاه بودن هنوز هم در عین سفید بودن امکان داره ( این مال ِ قدیم بود . نه ، حقیقتا امکان نداره )
اسم اینجا یه کمی دچار تغییرات شده . هرکی تو مرامش بود ، اسمم رو توی لینکش درست کنه و راستی ، گاها پیش می آد که برای خوندن بعضی قسمت ها به چشم بصیرت نیاز باشه چون با رنگ مشکی می نویسم تا هر کی که دلش خواست بخونه .


لابی اصلی دیوانه خانه
یاهو نامه ی من


تیکه های خوندنی

تعریف جهنم !
قوانین درست و شیرین آقای مورفی
How To Stop Cutting Yourself
بقیه ی خوندنی ها


طومار خاطرات

آبان 1388

خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



مجازکده های دیگر

فیلتـــر شکن
مطرود--->فیلتـر باز شده
جمله های انگلیسی
خودم
خودم
نا نوشته های مکتوب
عکس های جالب و دیدنی
بهار اشعار
خط خطی های من
برنامه ی موبایل و کامپیوتر
دخترمرداد-->قشنگ
لجن نامه--->ماوراء قشنگ
اولین دونه ی برف
کفشدوزک بدون کفش
شعر نو گفته های من
غم تنهایی
عقرب سفید
گربه های وحشی
آرزو و لبخند
به مرگ خداییش راضیم
استخوان خوک و دست های جذامی
بیراهه--->دوست خوبم
غریبی آشنا
دیوونه ی تنها
I AlWaYs sTopPed My SelF ...Odd GiRl
دیوانه ترین دختر دنیا
ATLANTA
زمستونی که توی قلب شکستم خونه کرده
همیشه محکوم
آخرین بوسه
دست نوشته های یک درخت آدامس
بی خیال
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم
سالهای بلند من بی تو
شبی بارانی
سیب ترش
دیگه دیدنم محـــــاله
ContraDiction
شاد افسرده
نیمه شب
تنهای تنها
ورود با کفش های سیاه ممنوع
گیلاس آبی
روزگار پاییزی--->زیباست
کــــــلاغ سیــــــــــــاه
دخترک باکـره
دست نوشته های آخرین دیوانه
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند
خاطرات فاحـشه کوچولو
گربه سگ
غزل مرگ
...با من از مرگ بگو...
و اینک ، آخر دنیا
یادداشت ها یک شعله ی خاموش
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست
روزنوشت های یک فیلسوف تنها
مترسک فیلسوف
باطله ی ذهنم
Acetaminophen
شاید یک خوناشام
بازگشت کرگدن --> ماوراء ماوراء زیبا
روزهای سیاه من
خط خطی های یک دروغگوی پست فطرت
تفکرات تیغی افقی & عمود بر روبه رو
از تاریکـی ها بیزارم
خودنویس
من یک آدم معمولی ام!
خمیازه های ذهن های مریض
باکره ی آبستن
دلت را خانه ی ما کن
دلم گرفته ازین لحظه لحظه ویرانی
دوست دارم سرما بخورم
اشک هایم را ببوس --->دوستم
23
دوباره برگرد پیشم
آش کشک
دختری که طعم خوشبختی را نچشید
F a r e w e l l
قبرستون زنده ها
افاضات
تکه ابری در آسمون
نوشته امروز من
_____یک وبلاگ ت.خمی_____
تو یا من
امرتات
ویارهای پسری آبستن
یه وجب گــه
اینک انسان
My Dream
فیلسوف احمق
ساعت ها می دوند
i-was-me
دلگیرم از وجود خودم بی حضور تو
فلسفه های سگی
قهوه و سیگار
رقص کلمات آخر شرور
متولد ماه گــــــُــه
گه سگ !!!
ته سیگارهای دختر هار
هذیا گویی های یک فاحشه ی باکره ---> زیباست
گند زده
هـذیـانهـای یـک بیمـار روانـی
دلستر
قالب های نایت اسکین


    تعداد چشم های بسته:

Design by : Night Skin


جدیدترین آهنگها و کد آهنگ

****** ****** ****** ****** لیلی بی مجنون...دختری از تبار زمستون ******